فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
300
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
معرض تاخت و تاز و جنگ و زمينلرزه واقع شده ، باز هم تا به امروز به عنوان يك شهر باقى مانده است . ولى با وضع كنونى آن درك اين نكته بسيار مشكل است كه بگويند ناصر خسرو در قرن يازدهم ميلادى از آن به عنوان تنها رقيب شهر قاهره ياد كرده است . نويسندهء ديگرى مىنويسد كه جمعيت آن از جمعيت بغداد افزونتر بوده و همچنين گفته شده كه نيشابور داراى چهل و چهار محله و پنجاه خيابان وسيع و يك مسجد عالى و پرشكوه و كتابخانهاى بوده كه شهرت جهانى داشته است . نيشابور در نيمهء دوم قرن دوازدهم ميلادى در زمان سلطنت اولين پادشاه سلجوقى ، كه از يك خانواده ترك بود ، به اوج عظمت رسيد . بازماندگان اين پادشاه شهرى را كه رو به ويرانى مىرفت از نو آباد و احيا كردند . اين خانواده بدوى ترك ، كه زندگانى شهرى آنها را فاسد نكرده بود ، گرچه از علم و هنر بهرهاى نداشتند ، آنقدر عاقل بودند كه وزيران و مأمورانى كاردان به آنجا گسيل دارند . آنها از مشوقان فرهنگ و ادب و هنر بودند . ولى بدبختانه از نتايج كوشش و جد و جهد آنان چيزى باقى نمانده است . چه ، پس از آن مغولها بار ديگر نيشابور را ميدان تاخت و تاز خود قرار دادند و از ظلم و بيداد از وحشىترين قبايل پيشى گرفتند . هر كشورى را كه به تصرف در مىآوردند دست به قتل عام مىزدند و شهرها و قصبات را مىسوزانيدند و زمينهاى حاصلخيز را به صورت صحارى بىآب و علف در مىآوردند . ويران كردن آثار دورهء سلجوقى به تاريخ و تمدن مشرق زمين لطمهء فراوان آورد . سلجوقيان بودند كه حرارت و تعصب مذهبى مسلمانان را ، كه رو به سردى گراييده بود ، احيا كردند و نژادى از جنگجويان و مبارزان مسلمان به وجود آوردند كه بيش از عوامل ديگر موجب شكست سربازان جنگهاى صليبى بود . خوشبختانه بزرگترين آثار ادبى آن دوره از دستبرد حوادث مصون مانده است و دنياى متمدن با دو نام از دورهء سلجوقيان آشنايى دارند ؛ يكى عمر خيام و ديگرى خواجه نظام الملك وزير نامدار ملكشاه . فيتز جرالد نام هر دو شخصيت مزبور را در ديباچهء كتاب خود يعنى ترجمهء مشهور رباعيات خيام ذكر كرده است . اين هر دو تن به شهرت سلسلهء سلجوقى كمك فراوان كردند و در حدود پنجاه سال يعنى از سال 1037 تا 1092 م نظام الملك امور مملكتى را در دست داشت و تحت فرمان سه پادشاه به عنوان مشهورترين و باكفايتترين وزرايى كه تا آن زمان ايران به خود ديده بود شهرت يافت . شخصيت وى چنان در دورهء اين سه پادشاه نفوذ پيدا كرد كه بعضى از اوقات از اين دوره به عنوان « دورهء نظام الملك » ياد مىكنند . نظام الملك در ايام